در جامعه امروز افرادی هستند چه در بین مجردها و چه در بین متاهل ها که با صراحت تمام اظهار میکنندکه می توانندبا جنس مخالف ارتباط گرم،صمیمی و پاک داشته باشند اما منظور از این دوستی های پاک چیست؟!

در جامعه امروز افرادی هستند چه در بین مجردها و چه در بین متاهل ها که با صراحت تمام اظهار میکنندکه می توانندبا جنس مخالف ارتباط گرم،صمیمی و پاک داشته باشند اما منظور از این دوستی های پاک چیست؟!

آدمی در دوجنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس را در نهاد آنها سرشته است اما این ارتباط امروزه از حد خود گذشته است و از محدوده شرعی خارج شده و سمت و سوی غربی به خود گرفته است.

ناهنجاری اجتماعی مانند بدحجابی و روابط دختران و پسران چیزی است که این روزها زیاد دیده و شنیده میشود و مسئله ای نیست که قابل کتمان باشد.به هرحال برخی از قشر جوان جامعه الگوهای سنتی خود را زیر پا گذاشته وروشهای غربی را در پیش گرفته اند که شاید بخشی از این ناهنجاری ها ارتباط گسترده ایی با جنگ نرم داشته باشد.علی الخصوص که رسانه های فارسی زبان وابسته به غرب درصدد ترویج اینگونه روابط و بی بند و باری هستند.

تحقیقات و تجربه نشان داده که اینگونه روابط تاثیرات چشمگیری در روابط آینده و هویت فردی دارد به خصوص در جامعه سنتی امروز که باعث جدایی فرد از خانواده و جامعه میشود و اغلب این روابط سرانجام به نتایج خوشایندی ختم نمیشود وهرچند اکثر آنها این روابط را با قصد ازدواج آغاز می کنند اما در نهایت بیشتر آنها نه تنها به ازدواج ختم نمی شود بلکه مثل یک سایه سنگین همیشه با آنها خواهد بود و گاه تهدیدی برای آنها میشود.

منظور از دوستی های خیابانی رابطه گرم و صمیمی است که بین دختر و پسر از طریق دیدار مخفیانه یا رد و بدل کردن هدیه و یا صحبت های تلفنی ایجاد میشود و تحقیقات نشان داده که فقط ۱۰درصد این دوستی ها به ازدواج ختم میشود و آنها هم دوام پایداری ندارد و ۹۰درصد باقی مانده دوستی های خیابانی یا برای سرگرمی یا منفعت طلبی و یا هوس آلود و بی هدف است جالب اینکه سن این دوستی های خیابانی روز به روز در حال کاهش است که زنگ خطر را برای خانواده ها به صدا درآورده است.از نگاه جرم شناختی با رسیدن فصل تابستان و فراغت جوانان از تحصیل، آمار دوستی های خیابانی و جرایم آن افزایش می یابد…

دوستی پاک ، دوستی جدید خیابانی !

در این دوستی ها شناخت ظاهری از جنس مخالف بالا رود و برخی نیازهای معقول برطرف شود، اما وقتی پای هیجان به میان آید میزان شناخت واقعی پایین می آید و تمایلات جنسی پسرانه و عشق های کاذب احساسی دخترانه که با تداوم این دوستی ها بتدریج شکل می گیرد و قوی می شود هرگز در یک نقطه و قبل از رسیدن به خط قرمز متوقف نمی شود
این روزها افراد به بهانه های مختلف دوستی و مراودت اجتماعی را جایگزین ازدواج میکنند و برای توجیه این کار خود دلایلی را هم ارائه می کنند.متاسفانه در جامعه امروز ما نقش دختران و پسران در گرایش به جنس مخالف به اینصورت است که پسران داشتن دوست دختر را برای خود قدرت اجتماعی و عامل موفقیت محسوب میکنند و از این طریق به دنبال رفع نیازهای جنسی و عاطفی خود هستند در حالیکه این مسئله در دختران متفاوت است و آنها ارتباط با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند و از این طریق به دنبال هدف نهایی یعنی ازدواج هستند در مقابل پسران بیشتر به جنبه عریزی مسئله اهمیت می دهندو به دنبال رفع نیازهای جنسی خود هستند و با وعده های دورغین و فریبدهنده دختران را تسلیم خواسته های خود میکنند و در نهایت در این میان بیشترین کسی که ضرر میکند و آسیب می بیند دختر است که این آسیب ها عبارت است از :آسیب روانی،معنوی ،اجتماعی،کم شدن حس اعتماد و…زیرا گاهی دختری به پسری علاقه مند میشود و حتی گاهی به گمان اینکه این دوستی به ازدواج ختم میشود خود را در اختیار او قرار می دهد اما پس از بی وفایی و تر ک پسر،به شدت سرخورده و افسرده میشود و در زندگی آینده متعادل نخواهد بود و در صورت ازدواج از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش ‌می شود و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش می‌کشند. این پدیده می‌تواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.

در جامعه امروز افرادی هستند چه در بین مجردها و چه در بین متاهل ها که با صراحت تمام اظهار میکنندکه می توانندبا جنس مخالف ارتباط گرم،صمیمی و پاک داشته باشند اما منظور از این دوستی های پاک چیست؟!

افراد وقتی در ارتباط با جنس مخالف بحث پاکی این دوستی را مطرح می کنند در واقع از سازوکار دفاعی انکار تراشی استفاده کرده و خود را توجیه می کنند و با صغری و کبری چیدن واقعیت امر را کتمان می کنند. در واقع در این دوستی های به اصطلاح پاک پسرها اظهار میکنند همینکه در روابط دوستانه خود با دخترها به حس خوبی برسیم و محبت و مهربانی زیادی را دریافت کنیم و از حال و هوای یکدیگر با ایمیل و پیامک با خبر شویم، یعنی حد و مرز دوستی مان را رعایت کرده ایم. اغلب دخترها هم که طرفدار این نوع روابط هستند، بیان می کنند همین که در این دوستی ها با خصوصیات پسرانه آشنا می شویم و گاهی هم می توانیم موضوعات و کارهای پسرانه و مردانه مان را با آنان در میان بگذاریم، برایمان اقناع کننده است؛ غافل از این که، ممکن است در این دوستی ها شناخت ظاهری از جنس مخالف بالا رود و برخی نیازهای معقول برطرف شود، اما وقتی پای هیجان به میان آید میزان شناخت واقعی پایین می آید و تمایلات جنسی پسرانه و عشق های کاذب احساسی دخترانه که با تداوم این دوستی ها بتدریج شکل می گیرد و قوی می شود هرگز در یک نقطه و قبل از رسیدن به خط قرمز متوقف نمی شود و می تواند از مرزهای پیش بینی نشده ای عبور کند که طرفین انتظار وقوع آن را نداشته اند! منظور از تمایلات جنسی فقط برقراری رابطه جنسی نیست و می تواند خیالپردازی های جنسی، گفت وگوها و بحث های جنسی، لذت از ظواهر جنسی و مسائل این چنینی باشد.
دوستی های خیابانی درمان ندارد!

متاسفانه زمان زیادی را برای آسیب شناسی و درمان مقطعی این معضل از دست داده ایم و اکنون با نتایج عملکرد ضعیف خانواده ها رو برو هستیم نتایجی که تلخ است اما داستان نیست.اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر کانونی به اسم خانواده نخواهیم داشت و سن ازدواج بالا می رود و جنس مخالف نسبت به هم بی تفاوت و بی اعتماد می شوند و در نهایت خانواده ایی شکل نمیگیرد و شاهد بسیاری از ناهنجاری های رفتاری ،اخلاقی و بهداشتی و …میشویم و امروز باید بگوییم که استحکام خانواده ها نه تنها در خطر است بلکه به شدت آسیب پذیر و ضعیف شده است و شاهد این ادعا، آمار بالای طلاق مقابل ثبت ازدواج است. سن ازدواج نه تنها بالا رفته بلکه سن بلوغ، ‌پایین آمده است؛‌ در اینجاست که خانواده ها نقش حیاتی دارند و والدین باید به نیازهای عاطفی و روحی فرزندان و شیوه پاسخگویی به آنها واقف شوند تا فرزندان به آسانی عظمت خویش را فدای لذت های پوچ و لحظه ای نگرداند و این معامله ای زیانبار است که در بسیاری مواقع ضرر آن قابل جبران نیست. عظمت خود را دریابید…

دوستی پاک ، دوستی جدید خیابانی !
به زور نمی توان کسی را به بهشت برد!

به نظر شما آیا می توان کسی را به زور به بهشت برد و واقعیت جامعه(روابط دختر و پسر)را پنهان کرد و به فکر از بین رفتن اینگونه روابط و جدا کردن آنها بود؟

جامعه باید این واقعیت را بفهمد و برای آن برنامه ریزی کند و باید به جای اینکه جوانان را مجبور به کاری کنیم باید این ارتباط را سامان دهیم و برای آن برنامه ریزی کنیم.

این روزها افراد به بهانه های مختلف دوستی و مراودت اجتماعی را جایگزین ازدواج میکنند و برای توجیه این کار خود دلایلی را هم ارائه می کنند.
سوال اینجاست که کدام نهاد یا سازمان وظیفه هدایت و الگوسازی برای ارتباط بین دختر و پسر را بر عهده دارد؟ کدام نهاد وسازمان باید بر نحوه ارتباط این جوانان نظارت داشته باشد؟ آیا وظیفه رسانه ملی ، سازمان ملی جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد، نهادهای آموزشی و دانشگاهی است که این ارتباط را مدیریت کنند؟ آیا وظیفه نیروی انتظامی است که فرهنگ ارتباط و سطح دوستی‌های جوانان را مشخص کند و برای آن خط قرمز بکشد؟!

خانواده ایی که فرزندش را در بطن جامعه می فرستد باید به امید کدام نهاد یا سازمان باشد تا جوانش از گزند آسیب های اجتماعی در امان باشد و اگر وظیفه این نهادهاست باید بگویند در چه زمینه ای برای بهبود وضعیت جوانان اقدام کردند تا دوستی های خیابانی به مدارس ابتدایی و راهنمایی نرسد و آیا اصلا این نهادها صلاحیت رسیدگی به این مساله را دارند یا خیر.

متاسفانه ما در چند سال گذشته فقط این معضل را تشخیص داده ایم و هیچ اقدامی برای بهبود این وضعیت انجام نداده ایم.امروز بسیاری از جوانان به دلیل عدم نظارت کافی در دام فسادهای اخلاقی افتاده اند و خیلی از آنها راه بازگشتی به کانون خانواده ندارند حال از خودمان بپرسیم مسول نظارت جوانی که به اشتباه در دام فساد اجتماعی قرار گرفته کیست؟آیا با بی تفاوتی ها و شانه خالی کردن های ما محکوم به سرزنش و نابودی هستند..

منبع: پرشین وی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه